|
خلاقيتهاي
هنري ريشه در تمدن هاي كهن مشرق
زمين دارد، به خصوص دست آوردهاي آن
گروه از مردمان آسيا كه سيلان آنها
در جهان پيشين طنين انداخت. خيل
جهان گشايان سرزمين چين تا سواحل
آتلانتيك را در گشودند، عقل و
ذكاوت، جان و نفس فيلسوفان و
انديشمندان شبه قاره هند بر سراسر
جهان پرتو افكند و هنوز چنين است.
كوچ
و تهاجم اقوام آريائي، هونها
(حياطله). مغولها و ساير قبايل به
ظاهر بدوي آسياي ميانه نيز پس از
فروكشي شعلههاي تهاجم گنجينهاي
از ادراك و سنتهاي چند هزار ساله
اي را در سرزمينهاي پايمال شده به
جاي گذاردند.
زادگاه
اين تمدن ها اغلب پناه دره ها و يا
بلنداي فلات هاي مرتفع محصور در
ميان دشت ها و استپ ها بود. بنابراين
دوران طولاني را در پختگي ذهني به
سر بردند، و فلسفه و هنر نزد آنها
فقط در تماس با طبيعت و الوهيت شكل
گرفت . اين مردمان در پي شناخت و
ارائه زيبائي نبودند بلكه
ناخودآگاه آنرا خلق مي كردند.
انتقال رمز و راز تصوري نمادها،
رهائي از طبع مادي گرا و خوي
آزمندانساني، از راه نمادهاي (سمبلهاي)
تصوير و سپردن آن به نسل جوان براي
رستگاري جريان مييافت. دو كانون
اين انديشه چين و هند بود. تمدن چين
آهسته به كره و ژاپن راه يافت و
گسترش پيدا كرد. از شبه قاره هند به
افغانستان، برمه (ميان مار)، سيام (تايلند)،
كامبوج و اندونزي را ه يافت و از هر
دو نقطه به آسياي مركزي و تبت
رسيدند. اين رابطه با گسترش راههاي
زميني و دريائي كوچ و جابجايي
اقوام، نقاط برخورد و تماس اين
انديشه ها بيشتر شد.
ظهور
دين مبين اسلام در سده هفتم ميلادي،
سواحل جنوبي مديترانه، آناطولي،
دشت بين النهرين و ايران و شبه قاره
هند، شبه جزيره هند و چين و جزاير
اقيانوسيه را زير پوشش خود قرار داد.
بدين
صورت نيروي برگرفته آمده از
باورهاي ديني (چين، هند و اسلام)
با يكديگر در تقابل درآمده و يا
در كنار يكديگر استقرار مي گرفتند
ولي در هر مورد رد پاي آشكار و نهاني
از خود چنان به جاي مي گذاردند كه
امروزه دشوار بتوان سهم هر يك در
تدارك هنر هر منطقه را مشخص كرد.
هنرهاي
شرقي در جريان ارتباط خود با مكتبهاي
غربي هرگز پيام موروثي خود را رها
نكرد و در حد كمال، مراد و مقصد خود
را نه از طريق تكنيك بلكه به اتكاي
بنيه و خصلت معنوي خود بيان كرده
است. براين اساس
فرهنگستان هنر
جمهوري اسلامي ايران
در نظر دارد با
برگزاري همايشي بينالمللي با
عنوان «طبيعت در هنر شرق» فرصتي
فراهم آورد تا تحقيقات و پژوهشهاي
صاحبنظران، انديشمندان و هنرمندان
دربارة طبيعت در مشرق زمين را كه
بسيار كمتر به آن پرداخته شده است
در معرض نقد و گفتگوي علمي درآورد.
برخي از اهداف اين همايش به شرح زير
ميباشد:
|